محمد ابراهيمى وركيانى

169

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

از همان جعرانه مُحرم شدند و پس از انجام عمره ، عتاب بن اسيد را به فرماندارى مكه منصوب نمودند و سپس به مدينه بازگشتند . « 1 » نبرد على بن ابىطالب ( ع ) با قبيلهء بنىطى به‌دنبال فتح مكه و شكست هوازن و ثقيف ، بر همهء قبايل و عشاير عرب مسلّم شد كه مبارزه بر ضد اسلام بىفايده و صلاح آنان در تسليم و پذيرش اسلام است . از همين‌رو مردم عرب فوج فوج به اسلام روى آوردند و نمايندگان بسيارى از جانب آنان نيز براى اعلام وفادارى به مدينه آمدند . به همين دليل ، سال هشتم هجرت در تاريخ اسلام « عام الوفود » ناميده شد . از سويى چون پذيرايى پيامبر ( ص ) از آنان در مسجدالنبى انجام مىشده ، يكى از ستون‌هاى مسجد را نيز استوانة الوفود نام نهادند . ازجمله هيئت‌هاى متعددى كه به مدينه آمدند ، نمايندگانى از مردم طى بودند كه پيامبر پس از اسلام آوردن آنها ، رهبرشان را به زيدالخير ملقب نمود . مردم طى اظهار داشتند كه هنوز بسيارى از مردم آنجا بت‌پرستى مىكنند . پيامبر ( ص ) نيز على ( ع ) را مأمور نمود تا بتخانه بنىطى را ويران كنند و جواهرات آن را به غنيمت بگيرند . على ( ع ) پس از نبرد با مردم اين منطقه ، ضمن تخريب بتخانه و مصادرهء جواهرات موجود در آن ، جمعى از مردم طى را - كه دختر حاتم طائى ( سفّانه ) نيز در ميانشان بود - به اسارت گرفت و با خود به مدينه آورد . عدى بن حاتم رئيس قبيله نيز با جمعى ديگر به شام گريختند . روزى سفانه دختر حاتم ، هنگامى كه پيامبر ( ص ) به مسجد مىرفت ، از ميان اسرا به‌پا خواست و اظهار داشت : « مات ابى و ذهب اخى منّ على من الله عليك . » پيامبر ( ص ) پرسيد : برادرت كيست ؟ پاسخ داد : عدى بن حاتم . پيامبر ( ص ) فرمود : « همان كه از خدا و رسول او گريخته ؟ ! » روز دوم و سوم نيز سفانه تقاضاى خود را تكرار كرد ، تا اينكه حضرت به دو فرمود : شتاب مكن ! تصميم دارم تو را همراه افراد امينى نزد برادرت بفرستم . پس از چند روز پيامبر ( ص ) سفانه را با مركبى راهوار همراه با هدايايى به شام فرستاد .

--> ( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 951 ؛ طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 561 .